روی سنگ قبرم بنویسید عاشق هرگز نمیمیرد
سلام به همه دوستان مجازی مامان ها بابا ها نی نی ها خوشگل و شیطون هم زبان ها هم دل ها هم

درد هاسلام به روی ماه تک تکتون تو این ماه مبارک انشالاه که از برکت قران مجید زندگی همتون

 ‍ پر برکت بشه و جامع عافیت به تن همه عزیزان بپوشانه و ارامش وحظور و سلامتی تن و افکا

ر به همگی عطا بشه از برکت این شبهای عزیز . با ارزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان

در این روزهای عزیز. تو این شب ها  من حقیر رو از دعاهاتون محروم نکنید برام خیلی دعا کنید

و از همه چیز بیشتر برام صبر ارزو کنید .۱۹ روز از مهمانی خدا میگذره هرچند من از ۴ شروع

کردم به دلایل شرعی و نصیر ۴ روز اول را گرفت و بعد اون هر روز غر غر میکرد که معدش

سوراخ شده و دوباره درد جند سال قبل را حس میکنه ۳ سال قبل هم برای اینکه سر کار نمی تونست

سر موقع ناهر بخوره و از صبخ تا شب گرسنه بود اسید معده گرفت و ۱ هفته از درد به خودش

 میپیچید تا اینکه قرص ها تاثیر گذاشتند. من هم از فشار اوردن خسته شدم و باهاش اتمام حجت کردم

و البته قرار بود یک روز درمیون بگیره اما یه ۲ روز دیگه گرفت و همین فعلا قرار شده زمستان

قظایی رو بگیره .البته کم لطفی نشه بهش واقعا هم کارش سخت هست به خاطر اینکه

از ۸ صبح تا ۸-۹ شب تو افتاب و گرمای اینجا هست و ماشین کارش هم چهار طرفش شیشه هست و

داخلش خیلی گرم . 

برای من اتها سختیش این هست که تشنگی خیلی گیجم میکنه گرسنم نمیشه اما به شدت نشنم

میشه مخصوصا وقتی میرم کلاس . کلاسهای تابستانی برداشتم و واحد هام خیلی زیادند معمولا ۳ الا

فوفش ۹ کردیت برمیدارند اما من الان ۱۵ برداشتم علوم اجتماعی که ۹ کردیت هست این یعنی برای

تابستان اندازه یک و نیم کلاس تابستانی ۲ تا essay دارم که ۸-۱۲ صفخه هست ۲ تا گروپ لیدر

اساینمت و ۲تا امتحان بین اینها خواندنی هامون هم که قوز بالا قوز چون کلاسم ۲ بار در هفتست و

هر بار ۱۰۰ تا صفحه خواندنی که از همین ها امتحانمون هست و کلاس دوم فرانسه هست ۶ تا

کردیت هست خوبهاتفاقا استادم ایرانی هست ادم مهربان و خوشرویی هست استاد شجاالدین ضیاایان.

به علت اینکه کلاسهای تابستانی فقط ۱۱ هفته هستند خیلی فشرده هست و بخاطر سنگین بودن اون

یکی کلاسم خیلی وقت نمیکنم برای این کلاس تلاش لازم رو بکنم ولی زبان فرانسه رو دوس دارم

و تصمیم گرفتم ادامه بدمش تا خوب بتونم صحبت کنم اخه کانادا از انجایی که فرانسه زبان دومش

هست برای معلمی خیلی بهتر هست که بلد باشم به نفعم هست. خلاصه که روز ۳شنبه  و ۵شنبه

از ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰ و۰۱۲:۳ تا دونیم کلاس دارم و ۲ و نیم اخرین باس را از جلوی دانگاه میگیرم

تا برم کمپس گلندن برای کلاس فرانسم که ۶-۹ هست در روز ۴شنبه کلاسم از ۶ تا ۹ هست ولب

بازم ۲میرم والا مجبور میشم با اوتوبوس سهری برم اخرین اتوبوس دانشگاه ساعت ۲ هست به

خاطر تابستان و زود رفت بهتر از الاف شدن در مترو وباس هست . از خونه تا کمپس گلندن ۲ باس

و یک مترو هست. سنگینی کلاها خیلی فشار اورده بهم ولی انشالا به کمک خداوند تعالی اینم داره

تمام میشه از دانشگاه معلمی هم که جوابی نیومده هربارم تماس گرفتم گفتند خبری نیست جا خالی

نشده اما من نا امید شدم هرچند امسال طعم معجزه را چنبار چشیدم و الانم با توکل به خدای مهربون

منتظرم هرچی  نصیب و قسمت باشه امسال خاله معصومه نیومدند و فکر کنم نمیان عید فطر بدون

خاله و ایدا و سارا اینا اصلا صفا نداره ۳ سال پشت سر هم امدند و مارا دلبسته کردند الان سخته

فکر میکنم تابستان نیومده هنوز هیچ کدام ازلباسهای تابستانی بلندم را نپوشیدم و فقطهفته قبل با

سمیرا الگا نامزد محسن نصیر و خواهر برادرش زهرا و علیرضا رفتی دریا چون از انجایی

که لندن میریرم روزمون شکسته میشه تونستیم بریم خیلی سخت میشه رمضان برای همین نه

مامان اینا میان خونم افطاری و نه من میرم خیلی دلم تنگ میشه برای همین رفتم خدا خودش ببخشه.

تو راح دریا رفتیم فارم و توت فرنگی هم خریدیم که واقعا خوشمزه بودند میوه خوش طعم فقط تابستان

برای مدت خیلی خیلی محدود در بیرون از شهر پیدا میشه.یه ۶ ماهی میشه که فقط ارگانی مصرف

میکنیم و فقط بیرون از خانه و خونه مامان و مهمانی از روی اجبارغیر ارگانیک می خوریم . خیلی

خیلی گرون هست مثلا یک عدد خیار سالادی که معمولی ۱ دلار فوقش۱دار ۶۰-۷۰ سنت هست

ارگانیکش ۵ دلار و خورده ای و ۶ تا سیب ۸ دلار اونم خیلی کوچیک معمولیش پندی ۱ دلار ۱ دلار

خوردهای. هرچند که خیلی سخت هست اما برام مهم هست که با یک لیوان شیر و

یا یه دونه میوه به بدنم سم و چرک خوشکن وارد نکنم درصد سرطان خیلی خیلی بالا رفته کانادا که 

همیشه بالا بوده به خاطو این کاراشون. 

دلم خیلی خیلی گرفته اما چی بگم هنوز هم هیچ پیشرفتی در رابطه خانواده شوهرم نبوده ....هیچ وقت 

حلالشون نمیکنم و نمیگذرم ازشون بخاط تمامی لحظاهای خوشی که ازم گرفتند و میگرفتند. دفعه بعد 

براتون می نویسم که چه کارهایی کردم اما اثری نداشت چون خودشون نمیخواهند که رفع بشه.

 

زهرای عزیز درگذشت مادر شوهرت را به خودت و خانودات تسلیت میگم انشالا که ایشون هم قریق

رحمت خداوند بشند و برات ارزوی ارامش و خوشی کنار همسر محترم و محمد جان دارم انشالاه از

این به بعد هر ثانیش به کامتون باش 

 

دلم خیلی خیلی برات تنگ شده بابایی جونم کاش بودی کاش میومدی کاش حد اقل در خواب میومدی و 

میتونستم سرم بزارم رو شونهات 

 

سلام شمارت رو و یا ایدی بزار برام که تماس بگیریم یا علی 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر ۱۳۹۵ساعت ۹:۰ ق.ظ  توسط منتظر  |